در سری مقالات بررسی انواع روش‌های بازاریابی، در این مطلب می‌خواهیم بازاریابی مفهومی را توضیح دهیم. شاید در نگاه اول تصور کنید که بازاریابی مفهومی همان بازاریابی محتوایی است؛ اما در طول این مقاله متوجه خواهید شد که این نوع بازاریابی سبک کاملاً متفاوتی دارد و درواقع نسخه پیشرفته‌تری از بازاریابی محتوایی است.

بازاریابی مفهومی Contextual Marketing

بنا به نظر بسیاری از کارشناسان، بازاریابی مفهومی نسل بعدی بازاریابی محتوایی است که به تبع تأثیرات عمیق‌تری بر روی تبلیغات و بازاریابی کسب و کار دارد. همانطور که می‌دانید بازاریابی محتوا به معنی انتقال محتوای مناسب به مخاطبان هدف از طریق کانال‌های مناسب طبق زمانبندی مشخص می‌باشد. با این حال بازاریابی مفهومی چیزی فراتر از بازاریابی محتوایی محسوب می‌شود.

در این سبک از بازاریابی، محتوای اصولی تولید شده و از طریق کانال مناسب به مخاطب هدف انتقال پیدا می‌کند. این فرآیند برای اثرگذاری بیشتر در زمان مناسب منتشر می‌شود. درست است که تا اینجا تفاوتی میان این بازاریابی و بازاریابی محتوایی مشاهده نمی‌شود؛ اما اگر عمیق‎تر به بازاریابی مفهومی فکر کنید، متوجه خواهید شد که در این روش تمرکز بر روی معرفی محصولات یا خدمات نیست، بلکه هدف ایجاد رابطه و تعریف یک سبک زندگی جدید است.

این روش بازاریابی درواقع روش نوینی از تولید و انتشار محتوا است که شاید در سطح اینترنت اطلاعات چندانی در رابطه با آن وجود نداشته باشد. البته شاید در آینده نزدیک زوایا و جنبه‎های دیگری از این روش بازاریابی معرفی شود که به مارکتینگ مشاغل کمک بیشتری کند.

در مجموع باید یادآور شویم که هر روش از بازاریابی در طول زمان دچار تغییرات متعددی شده است و حتی تعاریف هریک از آنها از سوی سازمان‎های مربوطه هر از چند گاهی تغییر می‌کند و درواقع کامل‎تر می‌شود. این اصلاح و تکمیل مفاهیم بازاریابی طبق داده‎های روز صورت می‎گیرد.

تفاوت بازاریابی محتوایی و بازاریابی مفهومی

بازاریابی مفهومی سبک جدید و نوپایی است که هنوز آنطور که باید به آن پرداخته نشده است. در بازاریابی محتوایی مسئولیت شما این است که محتوای مناسب را در وبلاگ، سایت یا شبکه‎های اجتماعی منتشر کنید؛ ولی در بازاریابی مفهومی شما بایستی مطالب را در زمان مناسب و از طریق کانال مناسب به مخاطبان منتقل کنید تا نتیجه بخش باشد. در این سبک از بازاریابی شما به جای معرفی محصولات یا خدماتتان، تلاش خواهید کرد که تعامل بیشتری با مخاطبان هدف ایجاد کنید. بنابراین بازاریابی مفهومی اندکی دقیق‎تر و پیشرفته‎تر از بازاریابی محتوایی به شمار می‎رود.

بازاریابی مفهومی چیست؟

7 فاکتور مؤثر در Contextual Marketing

برای اجرای درست و نتیجه بخش بازاریابی مفهومی، بایستی 7 فاکتور اساسی را رعایت کنید. توجه داشته باشید که عدم اجرای هریک از این موارد، آنطور که باید نتیجه خوبی نخواهد داشت. این فاکتورها عبارتند از:

ارتباطات

اولین رکن از بازاریابی مفهومی برقراری ارتباط درست و اصولی با مخاطبان هدف است. ضمن تعامل سازنده با مخاطبان، بهتر می‌توانید پیام خود را به آنها منتقل کنید.

زمان

دومین اصل مهمی که باید در بازاریابی مفهومی آن را رعایت کنید، انتشار محتوا طبق زمانبندی مناسب است. زمان از عوامل ناپایداری اطلاعات محسوب می‌شود. درواقع زمان مشخص کننده ارتباط بین خدمات است؛ پس اگر اطلاعات در زمان درستی به مخاطب ارائه نشود امکان از بین رفتن اطلاعات یا نادیده گرفتن آن وجود دارد.

موقعیت جغرافیایی

یکی از مهم‌ترین وجوه بازاریابی، موقعیت اجتماعی است. شما باید خدمات یا محصولات خود را بر اساس موقعیت جغرافیایی و نیاز مردمان آن طراحی و تولید کنید.

فرآیند تجاری

فرآیند تجاری به شما کمک خواهد کرد تا روند مشخص و صحیحی برای بازاریابی محصولتان در نظر بگیرید.

نقش

در این سبک از بازاریابی نقش های متعددی وجود دارد و معمولا این نقش‌ها بستگی به شرایط تغییر می‌کنند.

احساس

یکی از فاکتورهای هفت گانه بازاریابی مفهومی، احساسات مخاطبان هدف است. معمولا اشخاص در مواجهه با مشکلات به وجود آمده احساسات مختلفی بروز می‌دهند و این موضوع نقش زیادی در بازاریابی شما خواهد داشت.

هدف

برای پیش بینی آینده محصول یا خدمات خود باید از وجه هدف گیری کمک بگیرید. این فاکتور کمک زیادی به ماندن شما در بازار دارد و موجب می‌شود جایگاه شما در بین رقبا حفظ شود.

بازاریابی مفهومی چه معایبی دارد؟

این سبک از بازاریابی نیز مشابه سایر روش ها، در کنار همه مزایایی که دارد، با مشکلاتی مواجه است. با این حال می توان بر اساس هدف و تجربه تا حدودی مشکلات را از سر راه برداشت. مهمترین عیب بازاریابی مفهومی این است که هم زمان بر است و هم پرهزینه.

این بازاریابی ممکن است حداقل یک سال طول بکشد تا به نتیجه برسد و البته منابع و زمان زیادی از شما می‌گیرد تا به طور کامل اجرایی شود. البته این نکته را فراموش نکنید که علی رغم همه این مشکلات، اگر این بازاریابی به نتیجه برسد هم تعامل خوبی با مشتریان برقرار می‌کنید و هم بازاریابی قوی‌تری خواهید داشت.

در انواع و اقسام روش‌های بازاریابی، هدف برقراری تعاملی سازنده با مخاطبان است؛ به این ترتیب می توانید آنها را بهتر بشناسید و نیازشان را درک کنید. تنها در صورت شناسایی نیاز مخاطبان است که می توانید محصولی طراحی کنید که آمار فروش خوبی داشته باشد. همانطور که گفتیم یکی از ارکان اصلی بازاریابی مفهومی نیز شناخت و تعامل با مخاطب است. پس این سبک از بازاریابی صرفه نظر از نیاز بالا به سرمایه و زمان، به برندسازی کسب و کار شما کمک شایانی خواهد کرد.